|
|
|
|
|
ما قربانیانی هستیم که جامه ی جلاد پوشیدهایم
نپرسیدند: آن سوی مرگ چیست؟ گویی نقشه ی بهشت را بهتر از کتاب زمین در یاد داشتند، سوالی دیگر ذهنشان را مشغول کرده بود: چه خواهیم کرد پیش از این مرگ؟ در حوالی زندگیمان زندگی می کنیم حال آن که زنده نیستیم انگار زندگانی ما تکه ای از بیابان است که خدایگان زمین بر سر آن می ستیزند و ما همسایه غبار روزگاران دوریم زندگی ما باری ست بر دوش شب مورخ هر چه پنهان شان کردم، از ناپیدا برمن سر برآوردند زندگان ما بر نقاش باری گران است: نقش شان را می زنم، سپس، خود نیز یکی از آنان می شوم و مِه مرا می پوشاند زندگانی ما باری ست بر دوش ژنرال چگونه از شبحی خون می جوشد؟ و زندگی ما، باید همانگونه باشد که می خواهیم؛ می خواهیم اندکی زنده باشیم
نه برای چیزی خاص.. بلکه تا قیامت را پس از این مرگ محترم بشماریم.
و بدون قصد، اقتباس کردند سخن فیلسوف را مرگ برای ما مفهومی ندارد! وقتی هستیم، او نیست مرگ برای ما مفهومی ندارد! وقتی او هست، ما نیستیم و رویاهایشان را مرتب کردند به شیوه ای متفاوت؛
و ایستاده به خواب رفتند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۷ساعت 13:39 توسط م ر ی م
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی دو ماه پیش اعلام شد ثبت سفارش و واردات کالا و مواد اولیه با منشا ارز دلار ممنوع شد.
دیروز اعلام شده برای تثبیت بازار ارز , دلار تک نرخی با قیمت 42000 ریال برای رفع نیازهای قانونی تجاری و تولیدی ,به فعالان اقتصادی تخصیص داده می شود.
ممنون میشم ما را بیش از این خر فرض نکنید. قرار بر تغییر نرخ ارز مبادله ای از 37850 ریال به 42000 ریال بود که انجام شد, تا چند وقت دیگه هم مطمئنا اثری از تک نرخی بودن نخواهیم دید. ما ملت فراموشکار هم خیلی زود همه چی یادمون میره تا 7-8 سال دیگه در دور دوم ریاست جمهوری یک نفر دیگه.
پ.ن: کافیه سری به سایت صرافی بانک ها بزنید, منابع تامین ارز صرافی ها , خودشون از دو روز پیش نرخ فروش اعلام نکرده اند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۷ساعت 8:51 توسط م ر ی م
|
|
||
|
|
|
|
|
روی تابلو اعلان وضعیت غسالخانه بهشت زهرا (الان واژه مناسب ندارم به جاش) اسامی، یکی یکی میومد و میرفت.
تا رسید به مرحومه ... میرزاخانی بوسه چین. ندید باید یک همچین آدمی را با این شهرت خواست، خدایش بیامرزد.
پ.ن بی ربط: چقدر از رای ای که دادم متاسفم. پ.ن.۲ خیلی بی ربط تر: بالاخره پرسپولیس برگشت به وضعیت مطلوب قبل،امیدوارم این اتفاق مثل ۳۰ اسفند در تقویم نباشه برای طرفدارهاش.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۷ساعت 18:14 توسط م ر ی م
|
|
||
|
|
|
|
|
عکس دوست پسرش را نشونم میده که رفته ورزشگاه آلیانس آرنا و لباس بایرن را پوشیده و عکس گرفته, میگه ببین حسین رفته بارسلونا!!!!
بهش میگم جلوی خودش نگی بارسلونا, اونجوری نه تنهامطمئن میشه از فوتبال چیزی نمی دونی بلکه فکر می کنه حتی نمی تونی اسم باشگاه را از روی آرمش بخونی. یک ربع بعد رفته سراغ گلنار میگه : حسین رفته منچستر یونایتد عکس انداخته :))) بهش میگم: به حافظه ات هم شک می کنه حتما
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۷ساعت 19:17 توسط م ر ی م
|
|
||
|
|
|
|
|
پارسال که همراه با سهیلا و یک تیم 14-15 نفره یک مسافرت نیمه کاری 10 روزه داشتم, مدام به من غر می زد که چرا اینقدر صبحانه زیاد می خورم و صبح زود بیدار میشم. بعد از سفر مدام به بقیه همکارا می گفت با مریم ماموریت نرید, تعهد کاریش بالاست و از بس جدی میگیره پدرتون در میاد.
امسال که یک مسافرت تفریحی 10 روزه تقریبا داشتیم ( سه روز اول نمیه کاری بود) روز آخر دوباره به من می گفت: با تو مسافرت تفریحی هم نمیشه اومد کلا همه چی را خیلی جدی میگیری تا جد و باد آدم را جلو چشم مون نیاری ول کن نیستی خلاصه که بپرهیزید از سفر با همسفر اینجوری . پ.ن: امروز بعد از ظهر اومده بود پیشم بهم میگه یک قیمت بگیر ببین هزینه سفر یونان چقدر در میاد دو نفره بخواهیم بریم!!!!( عبرت نمی گیره) پ.ن 2: جالب اینکه با پیاده روی های بالای 15-16 کیلومتر در روز (حداقل روزی 12 ساعت) وزن هم اضافه کرده و شاکی شده :( |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۷ساعت 19:30 توسط م ر ی م
|
|
||
|
|
|
|
|
ولو لم تصافح رجله (ها) صفحة الثّرى لما كنت أدرى علة للتيمّم ! و اگر قدمهایش به خاک نرسیده بود دلیلی برای تیمم پیدا نمیکردم... أبو نواس |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۷ساعت 16:0 توسط م ر ی م
|
|
||