رئیس خاطره اولین برخوردش با حاج آقا اکبری را اینجوری تعریف می کنه

حدود سال 59-60 یک روز در خیابان دیدم یک آخوند ریزه میزه و خوشگل! منتظر تاکسی وایساده و از اونجایی که اون سالها هنوز انقلابی بودم سوارش کردم, اولین چیزی که بعد سوار شدن از من پرسید این بود : " هایده نداری گوش بدهم؟!"

و این شد آغاز یک دوستی سی و هفت هشت ساله.

امروز که حاج آقا اکبری برای دیدن رئیس اومده بود رئیس دوباره این خاطره را تعریف کردم, حاج آقا هم رو کرد به من و گفت :" عاشق موسیقی بودم, قبل از رفتن به حوزه می رفتم کلاس آواز , ولی بعد انقلاب جرات نکردم ادامه بدم"

بهش گفتم:" هنوزم دیر نیست, الان دیگه راحت میتونید برید سراغ موسیقی"

چشمهای آبی اش را بالا گرفت, یک جرعه از چای اش را سر کشید و حسرت 40 ساله اش را فریاد کشید

"در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد"

اون موقع روم نشد بهش بگم...

" ناز نفست!"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 20:3  توسط م ر ی م  | 

در دو هفته اخیر اسب های رییس به میمنت و مبارکی کره دار شدند، رییس هر بار عکس ها را در گروه برای همکاران شیر کرد و برای همه مون آرزوی باروری! و خوشبختی اسبی کرد.

 امروز که کره دوم متولد شد اومد تو اتاق من و گفت: عکس ها را دیدی؟! یاد بگیر!!!!

من همون روزی که قصد کردم زن بگیرم فرداش دست به کار شدم و زن گرفتم.

 

بهش گفتم: مشکل اینه که من نمی خواهم زن بگیرم وگرنه منم همین فردا آستین بالا میزدم ؛)

 

حیف نجابت اسبی ام باعث شده همیشه سربه زیر باشم و نشنیدم زیر لب چی داشت بهم می گفت

 

بی ربط نوشت: امشب ترامپ بر سر پیمان بماند یا نماند ما دوران سختی را خواهیم داشت، دوران سختی که مسلما ابدی نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 19:21  توسط م ر ی م  | 

   

ابراهیم گلستان را چند سالی هست میشناسم ولی خوب هیچ وقت دلیلی برای گوگل کردن اسمش نداشتم،حتی اون موقعی که موضوع رابطه اش با فروغ خیلی داغ شده بود.

 

امروز سر یک موضوع اسمش را سرچ کردم و....

 

فقط میتونم بگم  «لعنتی»

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 22:50  توسط م ر ی م  | 

میگه خانم زیر بنر بنویسم از طرف کی؟

میکم: مریم

میگه آخه اسم خانم را کسی زیر بنر نمی نویسه!!!*

میگم: اسم را برای همین روزها رو بچه ها می گذارند, شما بنویس بقیه هم خواهد نوشت...

 

* واقعا اینجوریه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 23:30  توسط م ر ی م  | 

استعداد غریبی در فراموشی چهره آدمها قبل و بعد از عمل دماغ دارم.

یعنی با بریدن اون تکه از مازاد دماغ عزیزان, خاطره نسخه اصلی و بدون روتوش شون کاملا به جالت پیش فرض کارخونه بر میگرده.

حالا یکی نیست بگه, کسی نمیگه لالی اگر اصراری به تشخیص علت تغییر چهره شون نداشته باشی.

البته واضح و مبرهن است که زدن ریش باعث تغییر چهره میشه, به شرطی که شما یک بار هم که شده, سوژه مورد نظر را با ریش دیده باشید.

فقط موندم دفعه قبل با چه ادله ای فکر کردم کسی اگر سرما بخوره قیافه اش 180 درجه می تونه تغییر بکنه. طرف بعد دو سال هنوز داره در راستای محو شدن در افق طی الارض می کند...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 23:45  توسط م ر ی م  | 

امروز بعد دو ماه آموزشی اومده بود دفتر.

8 کیلوگرم وزن کم کرده بود, به خاطر وضعیت بهداشتی بد خوابگاه شون عفونت ریه گرفته که منجر به آسم خفیف شده الان.به خاطر رک بودنش از بس مجبور شده نگهبانی اجباری بده مشکل کم خوابی هم داره.

از بین هزار و یک خبر اقتصادی و سیاسی و احتماعی که مصل توپ پینگ پنگ بین مون رد و بدل میشه, بهم میگه واقعا دیگه نقطه روشنی نمی بینم.

بهش میگم : دیگه دارم مطمئن میشم همه مون نسبت به رنگ سیاه ,کوررنگی داریم, هر روز فکر می کنیم رسیدن به سیاه ترین حالت ممکنه ولی فردا می بینیم سیاهی امروز با دیروز فرق کرده, ولی با همه این حرفها من هنوز یک نقطه روشن تو طالعت می بینم.

میگه چی؟

میگم : پنج شنبه هفته دیگه ;)

کمی سرخ میشه و لبخند بر میگرده رو لبهاش....

 

پ.ن: بعد دو سال کشمکش به امید خدا هفته دیگه میرسه به دختر مورد علاقه اش.
خدا کند این امنیت نسبی را برامون حفظ کند به خاطر همه سرباز وظیفه هاب حال و آینده این خاک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 23:41  توسط م ر ی م  | 

میگه بیا یه برنامه بریزیم خرداد تعطیلات خوبی داره بریم ......

بهش میگم: ماه رمضونه, علاوه بر اون با این اوضاع ارز فعلا نمی شه تصمیم خاصی گرفت, ضمن اینکه حتی اگر یک درصد هم تصمیم به سفر داشته باشم, یونان را ترجیح میدهم .*

 رو تلگرام لیست جاهای دیدنی را فرستاده میگه :" بریم یونان یا آتن؟"

شما باشید دلتون نمی خواهد یک همچین همسفر کولی داشته باشید.

اصرار هم داره که حتما همراهم باشه, میگه تنها بری من نباشم بهت خوش نمی گذره, حق هم داره.

 

*  حالا هر کی ندونه فکر میکنه ما راه به راه سفر خارجه هستیم , همین حضرت عبدالعظیم هم ممکنه ماه به ماه نطلبونه مون.

*موقع انداختن سکه در فواره تروی بهم میگفت: انشالله دوباره با هم میایم اینجا...

بهش گفتم :"بذار شیرجه بزنم سکه را دربیارم, آخه دفعه بعد هم بخواهم با تو بیام که تمام اعتقاداتم به این معماری زیر سوال میره ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 22:8  توسط م ر ی م  | 

اگر تو برفکني در ميان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکني به عقاب
که را مجال نظر بر جمال ميمونت
بدين صفت که تو دل مي بري وراي حجاب
درون ما ز تو يک دم نمي شود خالي
کنون که شهر گرفتي روا مدار خراب
به موي تافته پاي دلم فروبستي
چو موي تافتي اي نيکبخت روي متاب
تو را حکايت ما مختصر به گوش آيد
که حال تشنه نمي داني اي گل سيراب
اگر چراغ بميرد صبا چه غم دارد
و گر بريزد کتان چه غم خورد مهتاب
دعات گفتم و دشنام اگر دهي سهلست
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب
کجايي اي که تعنت کني و طعنه زني
تو بر کناري و ما اوفتاده در غرقاب
اسير بند بلا را چه جاي سرزنشست
گرت معاونتي دست مي دهد درياب
اگر چه صبر من از روي دوست ممکن نيست
همي کنم به ضرورت چو صبر ماهي از آب
تو باز دعوي پرهيز مي کني سعدي
که دل به کس ندهم کل مدع کذاب
 
* اول اردیبعشق
 
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 20:51  توسط م ر ی م  | 

طبق ماده 21 قانون جرایم رایانه ای واژه مبارک "کون" به دستور کمیته ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ از گزینه های قابل جستجوی سایت واژه یاب به میمنت و مبارکی حذف گردید.

کاش خدا این قشر زحمت کش را دو روز از نعمت داشتن این عزیز محروم می کرد تا بفهمند دنیا دست کیه. 

 

خدا می دونه چند سال دیگه چی از موسیقی, ادبیات, فرهنگ کوچه و بازار, آثار هنری , تاریخ و جفرافیا و حتی از خودمون باقی می مونه با این دلسوزان ...

 

* ابجد "کون" میشه 76 گویا, توصیه می شود از این به بعد به جای 76  از "هپ" یا " باقرزاره" استفاده کنیم...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 20:44  توسط م ر ی م  |