این اتفاق بر می گرده به زمانی که تازه علی کوچولوی ما به مرز خودکفایی رسیده بود و اجازه پیدا کرده بود تا آزاد تر باشه تا هر وقت بی تربیتی اش گرفت به خلق ا.. بگه و اونا ببرنش wc

القصه یه روز که این بچه تنگش گرفته بود و نیاز مبرم داشت بره اونجا ، اونجای خونه اشغال بود و از اونجایی که علی ما طاقتش تموم شده بود پشت در، قال قضیه رو می کنه. تا اینجا خیلی مهم نیست عمل بعدیش قشنگ بوده که شورت مبارک رو که پر بوده در می اره و شروع به چرخوندن تو خونه می کنه و از انجایی که اصطکاک کافی برای جبران نیروی مجازی گریز از مرکز نبوده تمام در و دیوار و سقف خونه مزین می شه به .... حالا بگذریم که سمیه (مامانش) چطور در و دیوار و سقف رو پاک کرده ؟

نمی دونم چرا هر وقت صحبت از حق مسلم و کیک زرد و ... می شه یاد گند کاری این بچه می افتم. نمی گم با پیشرفت مخالفم ولی انتظار دارم بعد از چند سال کشمکش حداقل دانشمندان هسته ای! مملکتمون به این توان رسیده باشن که بتونن برق از این حق مسلم تولید کنن تا مردم فلک زده توی تابستون -که خدا رو شکر داره تموم می شه- از بی برقی هلاک نشن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۸۷ساعت 11:12  توسط م ر ی م  |