امروز از کله صبح که از خونه زدم بیرون تا موقع برگشتن به خونه همش قیافه استاد راهنمام می اومد جلوی چشمم یعنی همه آدما را شبیه او می دیدم. به اکرم گفتم ببین باز چه کار کردم که نتایجش الان بعد از تقریبا دو سال این بنده خدا را ول نمی کنه.

روح کیوون من همش دنبال اینه که آدما را اذیت کنه البته شدت و ضعفش برای آدمای مختلف متفاوته مثلا اکرم رو بیشتر از همه اذیت می کنم بعد هم نجمه و مرضیه ، حتی این آدم که استادم بود هم از دست من در آسایش نبود. خدایا من رو ببخش، دوستان حلالم کنید از قدیم می گن نیش عقرب نه از ره کین است ....

اگه کسی هم به استاد گرامی دسترسی پیدا کرد ازش برام حلالیت بخواد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۸۷ساعت 17:8  توسط م ر ی م