|
|
|
|
|
در برخورد با آدمهای دور و برم همیشه بهترین فرض های ممکن را در موردشون می کنم این به این معنی نیست که این شخص مبرا از هر عیبی است (یا انسان کاملی است) ولی نمی تونم قبل از دیدن نقصی در مورد آدمها حکم صادر کنم. ولی در کنار همه اینها همیشه وجود یک سری نقص را در هر آدمی محتمل می دونم واسه همین با دیدن مواردی که متناقض با فرض های اولیه ذهنم باشه کمتر دچار سردرگمی در رفتار با آدمها می شوم.یا رابطه ام با اطرافیان کمتر دچار تغییر اساسی میشه. همچنین سعی کردم زمانی در مورد یک آدم یا یک رفتار خاص یا یه اتفاق، نظر قطعی بدم که شواهد و ادله کافی داشته باشم. و حدس و گمان های ذهنی را فقط برای خودم نگه داشتم. فکر کنم تقریبا همه می دونید که هر شخصی فقط در مورد خودش می تونه نظر قاطع داشته باشه (البته اگه منصف باشه و اهل افراط و تفریط نباشه) پس اگه قراره در مورد شخصی غیر از خودمون تصمیمی بگیریم یا نظری بدیم بهتره کمی محتاط تر عمل کنیم چون یک اشتباهمون ممکنه آسیبی به شخص مقابل بزنه که جبرانش سخت یا غیر ممکن باشه. نکته دیگه اینکه در رفتارهای اجتماعی همون قدر که خودمون حق تصمیم گیری داریم دیگران هم در دانستن بعضی چیزها برای تصمیم گیری نهایی حق دارند. چرایی نوشتن این چیزها بماند برای بعد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۸ساعت 14:52 توسط م ر ی م
|
|
||