1- علاقه به کسب علم
چند درصد از دانشجویان مملکت مون با این دلیل وارد دانشگاه می شوند؟ احتمالا هر کسی بسته به دانشگاهی که در آن مشغول به تحصیل بوده یا هست، نظر خودش را داره ولی از دید کلی اگه نگاه کنیم با توجه به وجود مراکز آموزش عالی متعددی از جمله روزانه، شبانه ، پیام نور، غیر انتفاعی، علمی کاربردی و آزاد بعید می دونم درصد قابل توجهی از دانشجویان فعلی فقط به این دلیل وارد دانشگاه شده باشند. خیلی ها هم که با این انگیزه وارد می شوند. انگیزه شون به مرور زمان یا از بین میره یا اجبارا فراموش میشه.

2 -گرفتن مدرک یا گرفتن ژست دانشجویی
به نظر می رسه عده قابل توجهی از قشر دانشجو جزء این دسته باشند. کسانی که به خاطر جو حاکم بر اجتماع و فقط به خاطر ژست های الکی وارد دانشگاه می شودند. کم نشنیدیم از این طرف و اون طرف که بریم یک مدرک لیسانس یا ... بگیریم فردا تو فامیل یا حتی جلوی بچه هامون رومون بشه بگیم مدرک تحصیلی مون چیه. حالا این مدرک چه ربطی به سواد یا میزان درک و فهم یه آدم داره من هنوز ازش چیزی سر در نیاوردم. البته منکر تغییر سطح نگرش آدمها قبل و بعد دوران دانشجویی نمی شم ، ولی همیشه تغییر نگرش ها به سمت جلو نیست. حالا بگذریم که خیلی ها به خاطر این ژست متقبل چه هزینه هایی نمی شوند و خانواده یا حتی خود آدم به هزار در می زنند تا بتوانند شهریه و خرج دانشگاهی را بپردازند که تقریبا هیچ عایدی براشون نداره.

3- فرار از بیکاری یا شایدم محیط خانه یا فرار از خدمت سربازی
در این سه سال که با انواع و اقسام دانشجوها سرو کار داشتم، درصد قابل توجهی از دخترها به خاطر فرار از تنهایی یا دور شدن از محیط خانه وارد دانشگاه شدند. یا خیلی از پسر ها به خاطر نرفتن به سربازی وارد دانشگاه شدند. می شه از روی واحدهای پاس شده این افراد دقیقا دلیل اومدن به دانشگاهشون را فهمید ( دانشجوی کاردانی داشتم که پس از گذشت 7 ترم فقط حدود 30 واحد از دروسش را پاس کرده بود). حالا این وسط چه قدر وقت و هزینه تلف میشه بماند.


4- تجربه یک محیط مختلط
نمیشه با توجه به جو حاکم بر اجتماع مون منکر این نوع نگرش هم شد. محدودیت های درست یا نادرستی که در خانواده یا جامعه وجود داره، باعث شده عده ای فقط به این دلیل بیان دانشگاه که تجربه جدیدتری را در این زمینه کسب کنند.
خودم به عینه دیده و شنیده بودم از بچه های دارالعلوم نسوان ( ال زهرا) که خیلی هاشون حاضر به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در این دانشگاه نبودند ، چون دانشگاه تک ج ن س ی ت ی بود. یا از زبان بعضی پسرها شنیده ام که فقط به این دلیل نرفتند دانشگاه پسرانه ، چون به نظرشون اونجا با دبیرستانشون فرقی نداره؟! حالا اتفاقاتی که در این محیط به ظاهر فرهنگی ممکنه بیفته بماند.

5- پیدا کردن موقعیت مناسب شغلی یا خانوادگی در آینده و...
و در نهایت خیلی ها به این امید می آیند دانشگاه شاید در آینده موقعیته شغلی یا ازدواجی بهتری نصیب شون بشه، که البته عده قلیلی این توفیقات نصیب شون می شود ولی متاسفانه اکثریت دست ز پا درازتر این دوران را به پایان می رسونند و چیزی هم نصیب شون نمی شه


6- و بعضی ها مثل من خدا می زنه پس کله مبارک شون و وارد دانشگاه می شوند، بدون هدف یا دلیل، ولی از شوخی گذشته هر کسی به هر دلیلی که وارد این محیط اجتماعی میشه بعد از گذشت سالها و ندیدن ثمراتی که انتظارش را می کشید دچار سرخوردگی، عدم اعتماد به نفس، افسردگی و .... می شه. یعنی علاوه بر صرف هزینه های گزاف یا به قول بعضی ها هزینه شدن درآمدهای نفتی نه تنها هیچ چیزی بدست نمیاره که هزار و یک چیز هم از دست میده.
نمی دونم تا کی قراره عمر خیلی از جوونهای این کشور صرف چیزی بشه که کوچکترین تاثیری در زندگی خودشون یا بهبود وضعیت جامعه نداره. و هر سال به جای اینکه مدیریتی در این مورد بشه، مسئولین دنبال این هستند که 100% متقاضیان وارد مجموعه ای بشوند که ممکنه برای کسانی منبع درآمد باشه یا کسانی امثال من از قبل این کار نون بخوریم ولی نتیجه اش چنگی به دلمون نزنه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۸ساعت 13:7  توسط م ر ی م  |