امان از دست این دخترا!

بعد از اینکه یکی دو تا از بچه ها از کلاس خارج شدند. یکی پیغام آورد که حال یکی شون بد شده. به یکی از دخترهای کلاس گفتم بره ببینه چی شده و کی حالش بده. رفت تا پشت در کلاس و با موبایلش یک تماس گرفت و اومد نشست سر جاش. میگم چی شد؟ میگه هیچی استاد . اونی که حالش بد شده رفیق من نبود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸ساعت 22:41  توسط م ر ی م  |