|
|
|
|
|
کلا آدم سخت گیری نیستم سر کلاس( تقریبا یه چیزی تو مایه های سیب زمینی) مثلا دانشجوها اگه حرف خصوصی( ضایع) نخواهند بزنند و صداشون برای بقیه بچه ها قابل تحمل باشه، می تونند سر کلاس به تماس های تلفنی شون جواب بدهند یا خودشون با هر کسی که خواستند تماس بگیرند. تا امروز هم فکر نمی کردم ممکنه عواقب بدی داشته باشه برای کسی. امروز تقریبا آخرهای کلاس یکی از پسرها میگه ببخشید استاد می شه شما با یک نفر صحبت کنید؟ بهش می گم جریان چیه؟ می گه حین کلاس دوست (دخترش) تماس گرفته و این دختر گویا صدای من را شنیده و شک کرده و... اگه میشه من باهاش صحبت کنم. منم گوشیش را گرفتم. دخترک بعد از کمی مکث می گه ببخشید شما استاد .... هستید منم می گم بله، چطور ؟ ( تازه سعی کردم لحن صحبت ام به همان حالتی برگرده که کمتر ازش استفاده می کنم و خیلی با متانت حرف زدم) اونم در جواب عذر خواهی کرد و منم گوشی طرف را پس دادم. آخر کلاس همون دانشجو میگه : ببخشید استاد میشه دوست ام را بیارم شما را ببینه؟ می گم مگه حل نشد می گه نه؟!!.... منم به همون آقا پسر گفتم: بیچاره صدای من را شنیده این اوضاعته! من را ببینه که فاتحه ات خونده است! عمرا باورش بشه من استادتم! بعدش هم به بچه ها گفتم یا کلا دور این جور روابط را خط بکشید یا سعی کنید همیشه در روابط اعتماد متقابل به هم داشته باشید. به درستی یا غلطی رابطه کاری ندارم ولی اگه به اینجور روابط پایبندید حداقل یک کم بازتر فکر کنید و ... نتیجه اخلاقی! باید از این به بعد یک تبصره بگذارم که آقایون جواب تماس های همسر یا احیانا دوستان مونث شون را سر کلاس ندهند تا خودشون و من و طرف سوم را به دردسر نیفتند.* * پی نوشت: یعنی من با این دستور زبان فارسیم روی هر چی ... سفید کردم ، جمله آخر شاهکاری واسه خودش |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۸ساعت 17:14 توسط م ر ی م
|
|
||