دیروز یکی از دوستان اومده بود دانشگاه و چون عجله داشت ، با سرعت داشت واسه من و کارشناس آزمایشگاه دعای خیر می کرد.  برای اون خانم کارشناس آرزو می کرد که هر چه زودتر بچه دار بشه و برای من هم 4 تا آروزی توپ کرد. بهش گفتم : قربون دستت تو رو خدا اینقدر عجله نکن با آرامش دعا کن ، قاطی پاطی نشه. اونوقت من دیگه روم نمی شه بعد از عید بیام دانشگاه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ساعت 11:22  توسط م ر ی م  |