از
شبلی سئوال کردند که «عارف کیست؟» گفت: «آنکه تاب پیشه نیاورد». وقتی
دیگر، از او همان سئوال کردند، گفت: «عارف آن است که هفت آسمان و زمین را
به یک موی مژه بردارد». گفتند: «یا شیخ، وقتی چنین گفتی و اکنون چنین می
گویی؟» گفت: «آنگاه ما، مابودیم، اکنون ما، «او» ست!»
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۸۹ساعت 23:33 توسط م ر ی م
|