|
|
|
|
|
بعد از دوران دبیرستان چون هیچ اجباری در ادامه یادگیری زبان نداشتم، کلا همون نیمچه استعدادمون در اسپیکینگ هم به باد فنا رفت. امروز بالاخره شاخ غول را شکستیم و رفتیم یک اینتر ویوی تاریخی دادیم.فکر کنید بعد از یک سکته ناقص که درست روز قبلش داشتید و هنوز آثار دردش در ناحیه چپ بدنتون وجود داره مجبور باشید 2 ساعت رو صندلی برای امتحان کتبی بنشینید. و بعد برید برای امتحان اسپیکینگ، و مسئول اون قسمت هم دقیقا بعد از احوال پرسی ازت بپرشه: پدرت تو روز چه کار می کنه؟ من:" اون بازنشسته است و هر کاری بخواهد بکنه تا قبل از بیدار شدن بچه ها انجام میده( منظورم ورزش و پیاده روی اول صبح بود و .... ولی من مثل همیشه بد گفتم" "ایران کشور چه کسی است" آقا من را میگید 4 شاخ موندم که باید چی جواب داد، کمی فکر کردم و گفتم نمی دونم. اون بنده خدا هم فکر کرد من معنی جمله اش را نفهمیدم. گفت :" بگو ایران کشور من است"( این جمله را شاید 2-3 بار تکرار کرد) من بازم عین ...نگاهش کردم و گفتم " آر یو شور(مطمئن)؟" بدبخت مات و مبهوت مونده بود چی بگه به من احتمالا پیش خودش می گفت:" یا خدا! این دیگه از کجا سر و کله اش اینجا پیدا شده" منم با تردید و آرام طوری که صدام از یک متری هم شنیده نمی شد. جمله اش را تکرار کردم. اونم تقریبا با چند تا سوال ابتدایی مصاحبه اش را تموم کرد و دقیقا من را انداخت پایین ترین ترم ممکن( البته ملاحظه سن و سالم را کرد وگرنه پرتم کرده بود بیرون). ولی خدا وکیلی از ایران به غیر نشنالیتی ،چی دیگه به ما رسیده. آخه منی که کسی یا جایی بهم تعلق نداره، اینجا هم باید تقاص پس بدم. از آنجاییکه سیستم بلاگفا چند روزیه دچار اسهال مزمن شده، ممکنه نظری ثبت نشه( حالا انگار قبلا روزی 600-700 نظر اینجا ثبت می شد)، نظرات قبلی هم که به حول و قوه الهی پریده، پس خودتون را ناراحت نکنید. اینجا هم به ما متعلق نداره گویا! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۹ساعت 22:28 توسط م ر ی م
|
|
||