سه چهار سالی بود در این دانشکده کلاس نداشتم و بالطبع سعادت مراوده با نوری را هم از دست داده بود.

حالا اگر اون قدیم ها در طول ترم یک یا دوبار ایشون مشغول گل کاری بود, این ترم قبل از شروع ترم شروع کردند .

هفته اول تشکیل کلاس ها, دیدم یه برگه غیبت داد دستم که هفته پیش کلاس تون را تشکیل ندادید, کلاسی را باید می اومدم که هنوز دانشجوهاش رسما ثبت نام نکرده بودند .

هفته بعد دوباره دیدم غیبت برام رد کرده با اینکه کلاسم دقیقا بغل اتاق شونه, ذلیل اش هم این بود که من از اتاقم بیرون نیومدم که شما را ببینم.که این بار خوشبختانه حراست وساطت کرد و مشکل با شهادت شون حل شد.

هفته سوم از اختلاف زیاد بین لیست حضور و غیاب و دانشجو های حاضر کمی مشکوک شدم و بعد نیم ساعت کاشف به عمل اومد, ایشون بیست و چند نفر دانشجو را اشتباهی از جلسه اول فرستادند کلاس روبرویی!!!!!!!!!!!

دیروزبهش زنگ زدم که ممکنه کلاس ساعت اول را کمی دیر بیام, به دانشجو ها بگو 15 دقیقه صبر کنند, میگه خانم ر من حوصله این کارها را ندارم به دانشجوهای ساعت ال تون میگم استاد تون نمیاد خودم و شما را راحت می کنم !!!!!!!!!!!!!!

حالا من رسیدم دانشگاه , دیدم به دانشجو های ساعت دوم ام هم پیغام اشتباهی رسونده...

تا آخر ترم این یه ذره عقل م را از دست ندم, شانس آوردم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:56  توسط م ر ی م  |