عشق
چونان موج است
تکرار حسرت ما بر گذشته _ اکنون

سریع است و
آرام.

معصوم است
چون آهویی که از دوچرخه سبقت می‌گیرد
و زشت است… چون خروس

پر جرئت است، چون گدایی سمج و عصبی
و آرام است
چون خیالی که الفاظش را مرتب می‌کند

تیره است و تار… روشنایی می‌بخشد
خالی است و مملو از اضدادش
حیوان است / فرشته است
به نیرومندی هزار اسب
و سبکی رویا

در هزار لباس است
درّنده است
روان است
هربار عقب می‌نشیند، باز می‌آید
و به ما نیکی می‌کند و… بدی

غافل‌گیرمان می‌کند
آن دم که فراموش کنیم احساسات‌مان را
و می‌آید…

آشوب‌گر است / خودخواه
سرور / یگانه / متعدد

گاه ایمانش می‌آوریم و
گاه کفرش می‌ورزیم
او را اما اعتنایی نیست به ما
آن گاه که ما را یکان یکان به صید می‌اندازد و
به دست سرد به زمین‌مان می‌زند

قاتل است و… بی‌گناه

 

محمود درویش

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی ۱۳۹۵ساعت 10:45  توسط م ر ی م  |