مكان: سفارت خارج

زمان:پنج شنبه ٧:٣٠ صبح

آقاي خوش اخلاقي كه در را باز مي كرد توضيحاتي در مورد مدارك و نحوه مصاحبه مي داد و مي گفت برگه هاي سمت چپ روي ديوار را بخونيد حتما.

ساعت: ٧:٤٥

نفر اول از گيت مصاحبه مياد بيرون و ميگه:"بيمه مسافرتي بايد داشته باشيم"

دو سه نفري كمي جابجا مي شوند و ميرند از اون آقا خوش اخلاقه سوال بپرسم كه مطمئن بشوند.

نفر سوم مياد بيرون و ميگه:" يكي از عكس هاتون بايد رو فرم چسبانده بشه"

هفت، هشت نفري ميرند سراغ آقا خوش اخلاقه تا ببينند چسب داره يا نه.

نفر هفتم يا هشتم مياد بيرون و ميگه:"هزينه ويزا را نقد بايد داخل پاكت تحويل بديد"

جمعيت ي كه ميرند سراغ آقا خوش اخلاقه دو برابر قبل ميشه.

اولين خانم جمع ميره داخل و مياد بيرون و :" ميگن مدارك بايد سورت باشه"

اين بار ديگه رسما آقا خوش اخلاقه مي خواست سرش را بكوبه به ديوار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:14  توسط م ر ی م  |